۱۳۸۶-۰۹-۱۵

نقش بینش جنسیتی در بازار کار

سارا
 
 
همه انسانها دارای ارزش یکسان بوده و از حقوق و امکانات یکسان در امور اجتماعی و کاری، بدون در نظر گرفتن تعلقات جنسیتی برخوردارند.
در حرف همه در این مورد توافق دارند و بنظر میرسد که امری کاملا طبیعی و انسانی است. ولی نگاهی به بازار کار موجود و تقسیم کار مابین زنان و مردان شاغل خلاف این مسئله را به اثبات میرساند. تبعیض جنسی در امور زندگی کاری و تقسیم ناعادلانه مسئولیت فامیل و خانواده از سوئی و امور کاری از سوئی دیگر نه فقط در ایران بلکه در کشورهای اروپائی نیز یکی از مسائل مورد بحث است که کماکان حل نگردیده و سنتها و تفکرات گذشته کماکان جلوه خود را در خانه و خانواده و در بازار کار به وضوح نشان میدهد.
هدف این نوشته روشنگری بیشتر و عمیقتر در موجودیت تبعیض جنسی در بازار کار جامعه اروپائی سوئد میباشد. پرسشهائی که در این نوشته سعی نموده ام برخورد نمایم به این ترتیب است
1ـ آیا تبعیض جنسی در بازاز کار جامعه سوئد وجود دارد؟
2 ـ چرا تعداد زنان در مقامهای ریاست و رهبری بسیار کم است؟
3 آیا امکان تغییر و دگرگونی تبعیض جنسی در بازار کار موجود است؟

مفهوم بینش جنسیتی جنوس

واژه جنوس در فرهنگ لغت فارسی، جنس و یا جنسیت ترجمه شده است. زمانی که ما از واژه جنسیت استفاده میکنیم، منظور دقیق ما چیست؟
واژه جنسیت دارای دو مفهوم میباشد. یکی معنای بیولوژیکی جنسیت است و منظور از ان این است که یک مرد، مرد است به این دلیل که دارای ساختمانی بدنی و بیولوزیکی مردانه میباشد و یک زن، زن است به این خاطر که دارای ساختمان بدنی و بیولوژیکی زنانه میباشد. بر مبنای این معنا، اگر یک عکس را به ما نشان دهند بلافاصله و بدون تأمل جواب خواهیم داد که آیا عکس، عکس مرد است و یا یک زن.
ولی جنسیت دارای یک معنای اجتماعی نیز میباشد. وقتی یک مرد گریه میکند، بلافاصله میگویند" مثل زنها شروع به گریه کرد." در اینجا منظور این نیست که مردی که گریه میکند تبدیل به "زن" شده و جنسیت عوض کرده است. منظور در اینجا همان معنای اجتماعی جنسیت است.
بر مبنای رسوم و فرهنگ امروزه جوامع مختلف چه در ایران و چه در کشورهای اروپائی خصیوصیاتی از جمله گریه کردن، مسئولیت اصلی خانه و خانواده را بر دوش داشتن، رسیدگی و مواظبت از فرزندان، با محبت بودن، احساساتی بودن و غیره از جمله خصوصیات اجتماعی "زنانه" محسوب شده و خصوصیاتی چون مسئولیت اصلی امرار معاش خانواده را بر دوش داشتن، زمخت بودن، احساسات را در درون خود نهفتن، کار سنگین فیزیکی مردانه انجام دادن و غیره جزو خصوصیات "مردانه" به شمار می آیند.



 درک و برداشت از نقش "زنانه" و "مردانه"، آموزشی است که در عرض یک دوره طولانی و بویژه در دوران طفولیت و جوانی از طریق مدارس، وسایل ارتباطات جمعی و اجتماع به دست می آید. درک و برداشت از مفاهیم "زنانه" و "مردانه" از جمله مواردی است که در طول زندگی کسب می گردد، دگرگون می شود و مضمون تازه ای را بر مبنای تغییرات و تحولات جامعه به خود می گیرد.

درک و برداشت از نقش "زنانه" و "مردانه"، آموزشی است که در عرض یک دوره طولانی و بویژه در دوران طفولیت و جوانی از طریق مدارس، وسایل ارتباطات جمعی و اجتماع به دست می آید. درک و برداشت از مفاهیم "زنانه" و "مردانه" از جمله مواردی است که در طول زندگی کسب می گردد، دگرگون می شود و مضمون تازه ای را بر مبنای تغییرات و تحولات جامعه به خود می گیرد. خانواده، مطبوعات، ارتباطات جمعی و دوران آموزش و تحصیل، نقش قابل توجهی در ساختن و شکل دادن این مفاهیم دارا می باشند. کودکان به سرعت از همان اوایل طفولیت یاد می گیرند که چه کسی، چه کاری را انجام می دهد، چه خصوصیتی به "مردان" تعلق دارد و چه خصوصیتی به "زنان"، چه شغلی "مردانه" محسوب می شود و چه شغلی "زنانه"، چه کسی در اجتماع دارای ارزش بیشتری است و غیره. از همان دوران طفولیت انتظارات انجام امور خانه داری در برابر دختران کوچک و جوان قرار می گیرد. انتظارات گوناگون والدین و جامعه از اطفال پسر و یا دختر باعث می گردد که آنان به طرق محتلفی در کودکستان، دبستان، دانشگاه و جامعه برخورد شوند. دختران و پسران آگاهانه و یا ناآگاهانه رشته تحصیلی و یا امور کاری را بر میگزینند که تبلور تفکرات و برداشت های آنان از نقش خود به عنوان "زن" و یا "مرد" است.
بینش اجتماعی جنسیتی، روابط اجتماعی مابین زنان و مردان، مفاهیم زن، مرد، زنانگی و مردانگی را مورد تحقیق قرار داده و در برگیرنده تبعیض جنسی می باشد. بینش اجتماعی جنسیت انعکاس دهنده تقسیم امکانات و قدرت اجتماعی ما بین زنان و مردان در جوامع مختلف است. این بینش یاری دهنده هر روشنگری است که مسایل و امورات اجتماعی جنسیتی را با زوایه دیگری مورد بررسی قرار داده و آداب و رسوم قدیمی و تفکرات و پیشداوری های سنتی را بدور ریزد. بینش اجتماعی جنسیت کمک می کند که تفاوت ها و تبغیض جنسی در همه عرصه ها آشکارتر گشته و دربرگیرنده کوشش برای دگرگون سازی این تبعیضات می باشد.انتخاب واژه "تحقیقات ینوس" به جای "تحقیقات در امور زنان" تصور درست و روشنی را در مورد مضمون این بینش القا می کند زیرا که "تحقیقات ینوس" نه فقط دربرگیرنده زنان بلکه مردان نیز میباشد.


1 ـ آیا تبعیض جنسی در بازار سوئد وجود دارد؟

اگر به بازار کاری جامعه نگاهی افکنیم، بلافاصله متوجه خواهیم شد که نقش و نگار تفکر سنتی در بازار کار جامعه سوئد حکمفرماست. زنان و مردان به مشاغل کاری "زنانه" و "مردانه" مشغولند. زندگی کاری جامعه سوئد بر مبنای تفاوت های جنسی و حتی در مواردی تبعیضات جنسی استوار است. اکثریت قریب به اتفاق زنان در این جامعه در امور بهداشتی مشغولند. زنان درمشاغلی مانند مامائی، پرستاری، مواظبت از سالمندان، مددکار اجتماعی و کار در کودکستان و نظایر آن از اکثریت قاطعی برخوردارند. متأسفانه مشاغلی مانند لوله کشی، رنگرزی و نظایر آن دارای اکثریت قاطع مردان است. مهندسی و بویژه مهندسی ساختمان و امورات تکنیکی ازجمله مشاغلی هستند که مردان در انحصار خود دارند. این مسئله را به وضوح می توان در مشاغل پلیسی و امورات دفاعی نیز مشاهده نمود. کار در قسمت آتش نشانی برای زنان رویایی است و مدت چندان زیادی نیست که زنان توانسته اند وارد این عرصه کاری شوند. تا دهه 50 در جامعه سوئد کار کردن مردان در کودکستان امری غیر قابل تصور بود.
در چند ساله اخیر مرزهای شغلی مابین زنان و مردان در بازار کار سوئد کمی شکسته شده و مردان و زنان با فرهنگی نوین، تفکرات کهنه و سنتی را به دور ریخته و وارد عرصه و قلمرو کاری یکدیگر شده اند. تعداد مردانی که کار در کودکستان، نگاهداری از سالمندان، پرستاری و غیره را به عنوان شغل می گزینند، افزایش یافته است. ولی جالب این جاست که علیرغم شکستن مرزها و وارد شدن در قلمرو و عرصه کاری یکدیگر، تقسیم کاری جنسی کماکان در محیط کاری یکسان وجود دارد. به عنوان مثال زنان و مردانی که در کودکستان و یا مراقبت از سالمندان به کار مشغولند، بلافاصله آگاهانه و یا نا آگاهانه تقسیم کاری نانوشته ای را به اجرا می گذارند. زنان وظیفه میزچیدن، صبحانه و غذا را آماده کردن، نظافت، انتخاب پرده های محیط کار و یا گلدان ها را برمی گزینند و مردان بازی فوتبال با کودکان، کاردستی انجام دادن، بیرون و گردش رفتن، تعویض لامپ های محل کار و غیره را برعهده می گیرند. به عبارتی علیرغم این که مردان مرز تفکری سنتی را به دور ریخته و شعلی "زنانه" را برمی گزینند، در محیط کاری یکسان و با عنوان شغلی یکسان، تقسیم کاری را بر عهده می گیرند که مطابق درک آنان از نقش "مردانگی" و "زنانگی" است. نقش های جنسی در تقسیم کار جنسی در محیط کاری یکسان کماکان ادامه می یابد.
تحقیقات انجام شده بر این زمینه، نکته قابل توجهی را نشان می دهد و آن این است که مردان فکر میکنند آنان دارای موقعیت بهتری از نظر ارتقای شغلی در محدوده های کاری هستند که زنان اکثریت قاطع را تشکیل می دهند، ولی دارای موقعیت بدتری از نظر گسترش دانش خود در محدوده هایی که مردان اکثریت قاطع را تشکیل می دهند می باشند.
تحقیقات در مورد وضعیت کاری مهندسان در جامعه سوئد نیز جالب توجه است. این تحقیقات به وضوح نشان می دهد که تعداد بیکاران مهندسان زن به مراتب بالاتر از تعداد بیکاران مهندسان مرد است. قابل توجه این است که درجه بیکاری زنان به ویژه در رشته های مهندسی که فوق العاده از نظر وجود زنان فقیر است خیلی بالا است. به طور مثال حداقل یک نفر از ده نفرمهندس رشته الکترونیک، زن است، ولی با این وجود درجه بیکاری زنان مهندس رشته الکترو تکنیک 4،3 درصد است، در حالی که این رقم مابین مردان همین رشته 2،6 درصد می باشد.

2 ـ چرا تعداد زنان در مقام های ریاست و رهبری بسیار کم است؟

زنان و مردان دارای انگیزه ها و استراتژی های یکسانی از نظرریاست و نگرش به مسئله رهبری دارند. اما قسمت اعظم موقعیت های شغلی ریاست و رهبری در دست مردان است. بر طبق تحقیقات انجام شده در سال 2006 وضعیت تقسیم مشاغل ریاست و رهبری بین زنان و مردان شاغل در سنین 64 ـ 16 در شهرهای مختلف سوئد چنین بوده است:
در شهر استکهلم 32 درصد زنان در موقعیت رهبری و ریاست شغلی قرار دارند در حالی که مردان 68 در صد این موقعیت ها را دارا می باشند. در شهر گوتنبرگ 28 درصد زنان و 72 درصد مردان در موقعیت های رهبری هستند، در شهر مالمو 26 درصد زنان و 74 درصد مردان این موقعیت هارا در دست گرفته اند.
تعداد زیادی به طور قطع تصور می کنند که جامعه سوئد، یک جامعه برابر حقوق مابین جنسیت ها می باشد و در آنجا زنان توانا و شایسته دارای شرایط یکسانی با مردان در ارتقاء موقعیت شغلی خود هستند. ولی متأسفانه واقعیت امر این است که مردان و زنان دارای شرایط و امکانات گوناگونی در ارتقای موقعیت کاری می باشند. در این جامعه کماکان برعهده زنان است که مسئولیت اصلی خانه، حانه داری و فامیل را برعهده گیرند. زنان زیادی در جدال هایی طولانی مابین امورات زندگی کاری و خانوادگی گیر کرده اند. در واقعیت امر زنان دارای دو شعل هستند. آنان مسئولیت اصلی خانه و امور بچه داری را دارند، در واقع کاری بدون دست مزد و در بیرون ازخانه در زندگی امور کاری نیز شرکت می ورزند.
قرار گرفتن در موقعیت رهبری و ریاست توانایی و انرژی زیادی را طلب می کند. مردانی که در این موقعیت شغلی قرار دارند در واقع امور خانه و خانواده را فدا می کنند. ولی زنان دارای چنین قدرتی نیستند. زنانی که موقعیت شغلی ریاست را برمیگزینند متأسفانه مدام در حال معامله و بحث با شوهران خود برای تقسیم عادلانه کار در امور خانه و بچه داری هستند و یا از دوستان و فامیل های خود کمک می گیرند. زنان قادر به مبارزه هم در بازار کاری برای دستیابی به موقعیت شغلی رهبری و هم در خانه ندارند.
عواقب این مسایل باعث می شوند که زنان امید دستیابی به موقعیت های برتر در امور کاری را به کناری نهاده و زندگی خانوادگی را در اولویت قرار می دهند. امور خانوادگی و بچه داری یکی از موانع رشد زنان در امور کاری است. در مقام ریاست و رهبری نشستن،و در ضمن پدر بودن کاملا برای جامعه قابل پذیرش است. داشتن خانواده، همسر و بچه یکی از عوامل موفقیت مردان در زندگی کاری و نشانگر ثبات شخصیتی آنان به حساب می آید. ولی همین عامل در مورد زنان کاملا برعکس است. زنانی که مادر بوده و دارای خانواده و اطفال کوچک هستند خیلی کمتر امکان ترقی در زندگی امور کاری را دارند. اولین سئوالی که این زنان در جستجوی موقعیت های ریاست مواجه می شوند این است که فرزندان شما در چه سنینی هستند.



 مناسبات اجتماعی پیرامون نیز تأثیر زیادی دارد. اغلب مردان در مناسبات اجتماعی خود در مورد بازار کار به طور فعال وپیگیر بحث می کنند. این مسئله باعث می شود که مردان اطلاعات لازمه را در مورد مشاغل ریاست و رهبری سریعتر کسب نموده و آن را جستجو می نمایند.

مناسبات اجتماعی پیرامون نیز تأثیر زیادی دارد. اغلب مردان در مناسبات اجتماعی خود در مورد بازار کار به طور فعال وپیگیر بحث می کنند. این مسئله باعث می شود که مردان اطلاعات لازمه را در مورد مشاغل ریاست و رهبری سریعتر کسب نموده و آن را جستجو می نمایند.
مسئله سنی نیز یکی از عوامل کم بودن زنان در موقعیت های ریاست و رهبری است. زنان وارد بازار کار شده و بعد از مدتی طفل اول خود را بدنیا می آورند. آنان بعد از طی حداقل یک سال دوری از محیط کار دوباره مشغول کار می شوند ولی به مدتی کم طفل دوم بدنیا میآید. دوباره از محل کار دور شده و مدتی را در خانه به سر می برند ولی بازگشت مجدد آنان به بازار کار تمام وقت نبوده و مسئولیت اصلی امور بچه داری به عهده آنان است. این پروسه باعث می شود که زنان در حدود چهل سالگی به فکر ارتقا به موقعیت های برتر در امور کاری می افتند، ولی متأسفانه دیگر دیر است. در حالی که یک مرد چهل سال خانواده دار دارای جذابیت بیشتری در بازار کار بوده و می تواند به آسانی پله های ترقی را طی کند.
کم بودن وجود زنان در موقعیت های شغلی برتر، در مسئله خصوصیات شخصی زنان که با آن بزرگ شده اند نهفته است. به طور مثال زنان فاقد اغراق و غلو گویی در مورد ارزش های علمی و توانایی های تجربی خود هستند. ولی مردان برعکس در هر زمان و مکانی سعی می کنند خود را نشان دهند و در مورد خود بازار گرمی نمایند. از دیگر خصوصیات شخصی زنان دقت آنان در مورد شرایط قید شده برای کار مورد نیاز است، اگر زنان دارای همه موارد قید شده نباشند آن کار را تقاضا نمی کنند، ولی مردان برعکس حتی اگر یک مورد از چند شرط قید شده را دارا باشند بلافاصله و بدون تردید کار مذکور را جستجو می کنند.


3 ـ آیا امکان تغییر و دگرگونی تبعیض جنسی در بازار کار موجوداست؟

واقعیت این ست که امروزه فرهنگ جامعه در مورد "مرد"، "زن"، "مردانگی"، "زنانگی" تفاوت بسیار نموده است. زنان امروزه در شته هایی که بیشتر در انحصار مردان است تحصیل می کنند و بالعکس. مردان و زنان در فرهنگ کنونی جامعه قادرند که مرزهای شغلی را بشکنند و جرئت رهیابی به محوطه بازار کاری یکدیگر را دارند. ولی هنوز راه درازی در پیش است که زنان و مردان از حقوق، شرایط و امکانات برابر در بازار کار برخوردار شوند. درک ما از مفاهیم "مردانه" و "زنانه" در دوران کودکی شکل گرفته و با تحولات جامعه تغییر می کند و گسترش می یابد. تا زمانی که فرهنگ جامعه این مسئله را القا می کند که زنان مسئولیت اصلی خانواده، خانه و بچه داری را بر عهده دارند مشکل است که تبعیض وتقسیم جنسی در محیط کاری را از بین برد. چه زنی می تواند در مقام ریاست و رهبری بنشیند، زمانی که هر لحظه امکان این وجود دارد که بالاجبار محل کار خود را ترک نموده و طفل بیمار خود را از کودکستان به منزل آورده و مراقبت نماید؟ چه زنی می تواند در مقام ریاست نشیند، زمانی که هر لحظه هنجارها، نرم ها و فرهنگ جامعه به وی تلقین می کند که اگر مادری با فرزند خود نباشد فاقد احساس "مادری" است. یک عامل بسیار قوی که مانع ارتقا زنان در امور کاری است مشکل بودن و در مواردی غیر ممکن بودن تلفیق امور خانه داری و بچه داری و امور کاری است.
زنان دارای دانش علمی و توانایی می باشند، زنان می خواهند و می توانند در محیط کاری خود ارتقا یابند. هموار کردن راه ارتقا کاری، نیازمند دگرگون ساختن فرهنگ و سیستم اجتماعی جامعه می باشد. بدین خاطر دارای اهمیت است که در مورد ارزش های زنان و مردان، نرم ها، تصورات، پیشداوری ها و کلا مفهوم بینش جنسیتی، کار عمیق و درستی انجام گیرد تا بتوان از تساوی حقوقی زن ومرد درامور زندگی کاری برخوردار بوده و تقسیم سنتی زنان و مردان در مشاغل گوناگون محو گردد.

0 نظر:

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]

<< صفحهٔ اصلی